کدخبر: 14704 ۱۶:۳۵ :: ۱۳۹۹/۰۲/۰۶ سرویس: فرهنگی
یک یادداشت شورانگیز و خواندنی به مناسبت هشتادمین تولد عالیجناب «آل پاچینو»؛

...و شکوه در چشمان ِتوست! / از افول «عصر طلایی» هالیوود تا اوج گیری «مِتُد اکتینگ» / مروری بر 5 دهه فعالیت حرفه ای «آل پاچینو»

image

«آل پاچینو» بازیگر بزرگ سینمای جهان در چنین روزی در تاریخ 1940 میلادی به دنیا آمد...

رستاخیزخبر، مهدی تیموری (سردبیر دنیای هوادار) -

از افول «عصر طلایی» هالیوود تا اوج گیری «مِتُد اکتینگ»

افت فاحش اقتصادی که موجبات کاهش فعالیت های بسیاری از کارگردانان نسل طلایی هالیوود (دهه 40 تا 60) را فراهم کرده بود، مصادف با عبور از دوران اوج و شکوفایی بسیاری از فیلمسازان مطرح آن دوره از جمله «بیلی وایلدر»، «آلفرد هیچکاک» و تا حدی «جان هیوستون» و «جان فورد» و... شده و اساسا کارگردانان جا افتاده تر یا بازنشست می شدند و یا جسته گریخته به فعالیت می پرداختند که همان ها هم معمولا به اندازه آثار درخشان سالیان پیشن مورد توجه قرار نمی گرفت و در این میان برخی از منتقدین تاثیرگذار و صاحب نام مانند «پیتر باگدانوویچ» (خالق آثار مهمی چون «آخرین نمایش فیلم»، «تازه چه خبر دکتر جون؟» و «ماه کاغذی») و چندتن کارگردان مستقل دیگر بعضا با سوابق پر و پیمان تلویزیونی- مانند «باب رافلسون»، «جان کارپنتر»، «برایان دی پالما» و... بیش از سایرین توجهات را به خود جلب کردند اما پس از سپری شدن یک دوره سخت، وقتِ آن رسیده بود تا بچه های پُر شَر و شور هالیوود ظهور کنند و ثمره آن یعنی «جورج لوکاس»، «مارتین اسکورسیزی»، «استیون اسپیلبرگ»، «دیوید لینچ»، «مایکل چیمینو»، «وودی آلن»، «ترنس مالیک» و «فرانسیس فورد کاپولا» و... امروزه وزنه سنگینی است که بخش مهمی از تاریخ سینمای جهان از دهه 70 به بعد را شامل می شوند که آغاز کار این فیلمسازانِ سابقا جوان و مستعد و امروزه «دایره المعارف متحرک سینما» تطابق زمانی تقریبا دقیقی پیدا کرد با آغاز فعالیت حرفه ای و درخشش بسیاری از بازیگران درجه یکی که برآمده از نسل جدید و تازه مکتب بازیگری متد یا همان «متد اکتینگ» بودند (بازیگر خودش را به گونه ای تغییر دهد که در نقش فرو برود و واقعا خودش را در جای شخصیتی که به جای آن بازی می کند قرار بدهد)؛ «آل پاچینو»، «رابرت دنیرو»، «جک نیکلسون»، «داستین هافمن» و...

متد اکتینگ بدین معناست که بازیگر «خودش» را بازی می کند نه نقشی که به او سپرده می شود؛ چرا که اگر چنین شود، بازیگر سهل تر خود را در نقش فرو برده و در نتیجه نفوذ و ضریب باورپذیری اش در مخاطب به طرز قابل توجهی افزایش پیدا می کند. (در واقع تماشاگر هم خودش را جای بازیگر تصور می کند و بدین ترتیب با او ارتباط برقرار می کند) بخشی از اوج گیری مجدد این سبک مربوط به بازیگرانی بود که شرایط فیزیکالِ مورد نیاز برای درخشش که پیش تر از آن مثلا نمادِ آن «همفری بوگارت» با قد و قامت، استایل و یا چهره زیبا و خاصی داشت را نداشتند مانند آل پاچینو، داستین هافمن و یا...- و صرفا بر روی جنبه های روانی و زیستی حاصل از انگیختگی بازیگر (برونگرایی و درونگرایی و بعضا ترکیب هردو) در ایفای نقش اش تاکید شد.

چه کَس یا کسانی را در میان بهترین بازیگران دنیا می دانید؟ «مارلون براندو»؟ «جان وین»؟ «جک نیکلسون»؟ «آل پاچینو»؟ یا... تفاوتی ندارد. تصور کنید همگی آن ها در کنار یکدیگر روی یک صحنه بایستند یا صرفا مقابل دوربین بنشینند؛ چه نتیجه ای حاصل می شود؟ در این صورت اگر تا زمانی که آن ها نخستین «حرکت» را انجام ندهند (بدن) و نخستین «سخن» را بر زبان نیاورند (بیان) تمامی غول های نامبرده حتی به مقدمات «بازیگری» نزدیک هم نشده و این ابزارها در مقام «چوب جادو» و با کمک حس و توانایی های ذاتی به خلق «نقش» و ماندگاری بازیگر کمک می کند. به همین جهت، در ادامه و با تمرکز بر موضوع مطرح شده، مرور مختصری بر زندگی شخصی و حرفه ای، ویژگی های بارز و آثار برتر و نقش آفرینی های ماندگار یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینما آقای «آل پاچینو» به مناسبت هشتادمین سالروز تولدش خواهیم داشت که خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.

و ناگهان ستاره ای با صدا و چشمانی خیره کننده وارد می شود!

«زمانی که بچه بودم از خدا خواستم به من یک دوچرخه بدهد. سپس متوجه شدم این اتفاق رخ نمی‌دهد. پس یک دوچرخه دزدیدم و از خدا خواستم من را ببخشد.» این گزاره عجیب مربوط به مرد متوسط القامتی است که با صدا و چشمانی خیره کننده، عده کثیری را تا به امروز مجذوب «هنر هفتم» و نقش آفرینی های بزرگ و کوچکش در این پنج دهه کرده و حتی جدی ترین منتقدانش هم نمی توانند منکر تاثیر جادویی «چشمان» قدرتمندش شوند.

تولد تا دهه 60

آل پاچینو به تاریخ 25 آوریل 1940 در محله «هارلم شرقی» در شهر «نیویورک» به دنیا آمد اما والدین وی آن هم در شرایطی که آل دو سال بیشتر نداشت از یکدیگر جدا شدند و از آن پس وی و مادرش برای ادامه زندگی به «برانکس» منتقل شدند. او که در نوجوانی با نام «سانی» در میان دوستانش شناخته می شد، وابستگی و رابطه عاطفی عمیقی با مادرش داشت اما نهایتا او را در سن 43 سالگی (1962) از دست داد که پاچینو شخصا در این مورد گفته است:«۲۲ ساله بودم و دو نفر از تاثیرگذارترین افراد زندگی از پیشم رفته‌ بودند. این باعث فروپاشی من شد.» شش سال گذشت و نهایتا پس از پیشرفت و عبور از «اچ بی استودیو» و آموختن بازیگری متد زیر نظر استادش «لی استراسبرگ» نخستین درخشش در عرصه بازیگری را در سال 1968 تجربه کرد. نمایش «سرخپوست برانکس را می خواهد» که در «تئاتر استور پلیس» اجرا شد و آل ایفاگر نقش یک خلافکار چیره دست بود که با تحسین همه جانبه منتقدان و تماشاچیان تئاتری مواجه شد و بیش از 150 بار هم به اجرای عموم رسید که این تحسین ها انگیزه وی را بیش از پیش کرد تا یقین بدارد که در مسیر درستی قرار گرفته و تا حدی از ریشه های فقر و مشکلات خانوادگی اش رهایی پیدا کند و کسب جایزه بازیگری در جشنواره تئاتر «اوبی» نیز نقش مهم و بسزایی در زندگی شغلی او در این برهه حساس ایفا کرده است. پس از آن در چند نمایش دیگر ایفای نقش کرد و به «برادوی» هم رسید اما با وجود این موفقیت ها به طرز افراطی ای به «الکل» روی آورد و در روابط عاطفی اش نیز دچار تردیدهایی شد که از حیث شخصیتی موجب تاثیرات بسیاری در روحیات وی گردید.

و اما طولی نکشید که در سن 29 سالگی (1969) در نمایش «آیا ببر کراوات می زند؟» (Does a Tiger wear a Necktie) به کارگردانی «مایکل شولتز» در برادوی در شرایطی درخشید که برای ایفای نقش در این نمایش به درخواست کارگردان 25 پوند (11.5 کیلوگرم) به وزنش اضافه کرده بود و نهایتا با اجرای ظریف و خیره کننده در این نمایش توانست برای نخستین بار «جایزه تونی» را پیش از سی سالگی کسب کند و پس از پایان اجراهای «آیا ببر کروات می زند» به دلیل درخشش و شهرتی که برای خود دست و پا کرده بود و به سبب حضور در برنامه تلویزیونی مشهور «مرو گریفین» در بخشی از مصاحبه مجری از وی می پرسد:«تو چطور از برانکس به برادوی رسیدی؟» و پاچینو با شوخ طبعی ذاتی و همیشگی اش پاسخ می دهد:«پیاده آمدم. پول کرایه ماشین نداشتم»! نهایتا آلِ جوان که برانکس تا برادوی را پیاده طی کرده بود و آه در بساط نداشت در پایان همان سال موفق شد تا نخستین فیلم سینمایی اش را بازی کند؛ «ناتالی و من» ساخته «استنلی شپیرو».

دهه 70 / آغاز یک ستاره

آل به درخشش موازی در تئاتر و سینما ادامه داد و پس از دو فیلم «ناتالی و من» و «وحشت در نیدل پارک» از سوی «فرانسیس فورد کاپولا» برای بازی در نقش «مایکل کورلئونه» در فیلم «پدرخوانده» انتخاب شد که البته در ابتدا با مخالفت جدی از سوی تهیه کنندگان و کمپانی های هالیوودی مواجه شد که نهایتا با پافشاری کاپولا این افتخار نصیب ستاره آینده هالیوود شد و برای نخستین بار در این فیلم نامزد دریافت «جایزه اسکار بازیگری» شد و پس از آن در قسمت دوم «پدرخوانده» حاضر شد و دو مرتبه دیگر هم در طول این سال ها موفق به کسب جایزه تونی برای نمایش های «تمرین مقدماتی پابلو هومل» (1977) و «تاجر ونیزی» (2011) شد تا اگر نسبت به دنیرو و دیگر همتایانش اسکار کمتری گرفته باشد (فقط یک بار در سال 1993 برای فیلم «بوی خوش زن») لااقل از این حیث در مقابل بزرگان سینما و دیگر هم دوره ای هایش رکورددار باشد. وی همواره در طول پنج دهه گذشته از انواع شیوه های بازیگری استفاده کرده و بهترین آن ها را هم ارائه داده است؛ اینکه عده ای صرفا او را بازیگری «برونگرا» می دانند مربوط به شناخت محدودی است که صرفا از نقش های نمادین و آیکونیک وی به ویژه در «صورت زخمی» (برایان دی پالما) و یا... دارند. تکنیک هایی که آل (خصوصا در دهه هشتاد) برای فرو رفتن در نقش به کار برده همواره در بحث های دانشگاهی و کلاس های آموزشی مورد نقل و تدریس قرار گرفته اند. یکی از همین ماجراهای معروفی که در این مورد از او یاد می شود مربوط به فیلم «سرپیکو» (سیدنی لومت) است که یک روز با کارت شناسایی و مشخصاتی که از نقش «فرانک سرپیکو» (پلیس) در دست داشته جلوی یک راننده کامیون متخلف را می گیرد و راننده خاطی را با شیوه خودش جریمه می کند!

دهه 80 / یک «صورت زخمی» و بس!

و اما دهه هفتاد با کوله باری از فیلم ها و نقش های خاطره انگیز از «پدرخوانده»ها و «مترسک» تا «بعد از ظهر سگی»، «بابی دیرفیلد» و «...و عدالت برای همه» گذشت و آل وارد دهه بحرانی حرفه ای خود شد. دهه ای که با دو فیلم بسیار ضعیف «گشت زنی» (ویلیام فریدکین) و «نویسنده! نویسنده!» (آرتور هیلر) آغاز شد اما پس از آن به «صورت زخمی» (برایان دی پالما) رسید که شمایل او در نقش به یاد ماندنی «تونی مونتانا» و بازی به شدت برونگرایانه وی در این نقش و برخی از دیالوگ های مشهورش باعث شد تا به یکی از نمادین ترین نقش های وی و اساسا کاراکترهای سینمای جهان در این دهه تبدیل شود؛ البته دامنه شهرت و محبوبیت این کاراکتر فراتر از سینما رفت و اساسا به نمادی از «مواد مخدر» و برند یک سیگار تبدیل شد! پس از آن، «انقلاب» (هیو هادسن) را بازی کرد که چندان چنگی به دل نزد و سپس در «دریای عشق» (هارولد بکر) در نقش «فرانک کلر» یک پلیس کارآگاه اهل «نیویورک سیتی» ظاهر شد که همسرش را طلاق داده و با زنی خطرناک از طریق «آگهی های شخصی» آشنا می شود؛ هرچند که دریای عشق به فیلم ماندگاری تبدیل نشد اما بازی پاچینو در این فیلم با استقبال خوبی از سوی منتقدان مواجه شد و غالبا معتقد بودند که آل «برخلاف دهه قبلی، درک نزدیک تر و حسی تری از کاراکترش دارد». او در خلل همین سال ها چند اظهارنظر جالب هم در مورد «بازیگری» و دلایل انتخاب این شغل هم داشت و یک بار گفته بود:«احتمالا به این دلیل وارد بازیگری شدم تا مجبور به فکر کردن نباشم! دلیل بازیگری من خلاصی از فکر کردن بود»!

دهه 90 / ترافیک نقش آفرینی های درخشان

دهه نود در یک کلام احتمالا «بهترین» و «درخشان» ترین دهه عمر کاری آقای پاچینوست. او در این دهه حداقل به اندازه انگشتان دو دست فیلم های خوب و نقش آفرینی های درجه یک دارد. آل این دهه را با بدترین شکل ممکن با پروژه ای به نام «بدنام محلی» (دیوید ویلر) در شرایطی آغاز کرد که خود تهیه کننده آن فیلم بود و پنج سال برای تهیه آن وقت گذاشته بود اما نتیجه اش اصلا آن چیزی نبود که تصور می کرد؛ تا جایی که در یکی از مصاحبه ها که سعی کرده اند او را دست بیاندازد و از او در خصوص ایده الهام بخش ساخت «بدنام محلی» پرسیده اند، گفته است:«هرچند که خودم کارگردانی نکردم، اما دیدم که فیلم را در دست گرفته ام و جادوی لحظه ای را که انسان روی بوم رنگ می زند را مشاهده کردم و این باعث شد احساس کنم که می توانم فیلم بسازم.» پاچینو در ادامه در خصوص اینکه فیلمسازی «سرگرمی گران قیمتی» است می گوید:«گران قیمت است ولی اغلب پژواک کلام اورسون ولز را در گوشم می شنوم زیرا رفتن و دنبال پول گشتن برای ساخت فیلم تحقیرآمیز است، کلاه در دست پا به میدان گذاشتن و گذایی کردن و قرض گرفتن. اما چون بخت یارم است بخشی از پولی را که از دیگر فیلم ها به دست می آورم بر می دارم و فیلم های خودم را می سازم. کار بزرگی نیست، رنگ می خرم و این تنها کاری است که می کنم. رنگ های گران قیمت!» (او پس از این در قرن جدید کارگردانی سه فیلم به نام های «قهوه چینی»، «وایلد سالومه» و «سالومه» را بر عهده داشته است که هیچ یک تجربه های چندان موفقی نبوده اند) اما اوضاع در ادامه دهه 90 برای آقای بازیگر رویایی تر از حد تصور شد و فیلم های خوب و نقش های خوب یکی یکی از راه رسیدند. از «دیک تریسی» که به نوعی یک پارودی بر پدرخوانده بود گرفته تا قسمت سوم پدرخوانده که البته حواشی ای هم در مورد آن وجود داشت و گفته می شد که پاچینو ابتدا درخواست دستمزد 7 میلیون دلاری کرده و این موضوع باعث عصبانیت کاپولا شده و او را مجاب کرده تا داستان را طوری بنویسد و نیازی به «مایکل کورلئونه» (در واقع آل پاچینو) نباشد و همین می شود که نهایتا آل پاچینو با پنج میلیون دلار هم می پذیرد در قسمت سوم پدرخوانده بازی کند که البته قسمت سوم این سه گانه تاریخی به هیچ وجه در حد و اندازه دو قسمت قبلی ظاهر نشد و توقعات را برآورده نکرد اما همان تک سکانس معروف «فریاد بی صدا»ی کورلئونه پس از قتل دخترش تبدیل به یکی از بهترین و عجیب ترین سکانس های تاریخ سینما شده که به بهترین نحو توسط آل پاچینو اجرا شده است. پس از آن نوبت به درام عاشقانه «فرانکی و جانی» (گری مارشال) رسید که زوج موفق پاچینو-فایفر جایزه بهترین بازیگر زن کمدی یا موزیکال از گلدن گلوب را برای «میشل فایفر» به ارمغان آورد که روایتگر مردی میانسال است که به تازگی از زندان آزاد شده و به دنبال کار می‌گردد. نقش «ریکی روما» که تنها فروشنده موفق در «گلن گری گلن راس» (جیمز فولی) است (که از اثر شاخص «دیوید ممت» به همین نام ساخته شده) از دیگر آثار شاخص او در دهه 90 است؛ و اما اوج هنرنمایی های پاچینو در این دهه متعلق به فیلم های «بوی خوش زن» (مارتین برست) که اولین اسکار را برای او در مقام بازیگر به ارمغان آورد- «راه کارلیتو» (برایان دی پالما)، «مخمصه» (مایکل مان) که خود در خصوص آنچه که دیگران از میان بازی او مقابل دنیرو در این فیلم به عنوان «دوئل بزرگ» یاد می کنند، عقیده دیگری دارد و می گوید:«ما با هم مشغول دوئل نبودیم. با هم کار می کردیم و تلاش داشتیم لحظات را به تصویر بکشیم.» و پس از آن نمایش موفقی در فیلم های «دانی براسکو» (مایک نیوول)، «وکیل مدافع شیطان» (تیلور هاکفورد) و «نفوذی» (مایکل مان) داشت که از آثار محبوب او در این دهه به شمار می رود که همچنان در گوشه ای از ذهن مخاطب به یاد مانده و گفتنی است که در سال 1996 خود مستندی به نام «در جستجوی ریچارد» ساخته که به بررسی آثار «ویلیام شکسپیر» و تفاوت شیوه های اجرایی آن در زبان انگلیسی و آمریکایی و مصائب و سختی های موجود در هر یک می پردازد و هنرپیشه های سرشناسی چون «الک بالدوین»، «آیدان کوئین»، «کوین اسپیسی»، «پیتر بروک» و... در آن حضور پیدا کردند.

قرن 21 / حضور جدی تر در مقام «کارگردان» و درخشش در «مرد ایرلندی»

و اما طبیعی است که هر هنرمندی در یک بازه زمانی سنی و تحت شرایط خاصی به دوره افول و یا حداقل فروغ کم رنگ تری دچار شود و «آل پاچینو» هم به عنوان یک انسان از این قاعده مستثنی نیست؛ باید پذیرفت که شمار بسیاری از آثاری که وی در قرن 21 به ویژه کمدی هایی مثل «جک و جیل» و...- حتی یکبار هم نمی توان تا انتها تحملشان کرد؛ هرچند که پاچینو سعی کرده این نقص در رزومه حرفه ایش در قرن 21 را تا حدی با «بی خوابی» (کریستوفر نولان) و «تاجر ونیزی» (مایکل ردفورد) برطرف کند اما به هر جهت انتظارات از او بسیار فراتر از این هاست که البته خوشبختانه در سال گذشته (2019) در دو فیلم بزرگ «روزی روزگاری در هالیوود» (کوئنتین تارانتینو) و «مرد ایرلندی» (مارتین اسکورسیزی) ظاهر شد و در فیلم آقای اسکورسیزی به قدری خوش درخشید که پس از سال ها از او به عنوان یکی از شانس های اصلی کسب جایزه اسکار یاد می شد که نهایتا توانست در بخش «بهترین نقش مکمل مرد» کاندیدای دریافت این جایزه شود.

از 1969 (ناتالی و من) تا 2019 (مرد ایرلندی) نیم قرن می گذرد و این متوسط القامت ایتالیایی-آمریکایی هنوز هم بهترین و خیره کننده ترین بازی با «چشم»ها را دارد و صدای خشن و بَم او همچنان مانند «جادو» عمل می کند و تماشای او و تمام عناصر جذابش به مانند تجربه «اوج لذت» برای عُشاق سینما است. آل همیشه کاریزما دارد کوچکترین شکی از این بابت وجود ندارد. او مصداق روحی است که خودش را بروز و ظهور می دهد و این همان چیزی است که با «آموختن صرف» به دست نمی آید. آل از معدود هنرپیشه هایی است که موفق به کسب سه جایزه اصلی بازیگری یعنی «اسکار»، «تونی» و «امی» (فیلم، تئاتر و سریال) شده و پنج بار نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اول اسکار و سه بار برای نقش مکمل مرد در این جشن معتبر نامزد دریافت جایزه شده و یک عمر دستاورد هنری بنیاد فیلم آمریکا، سیسیل بی دمیل و نشان ملی هنر از دیگر افتخارات این اسطوره تمام نشدنی سینمای جهان است.

نگاهی به پنج نقش آفرینی برتر «آل پاچینو»

مسلم است که با یک مرور جزئی و بسیار ساده به این نتیجه می رسیم که انتخاب تنها پنج نقش از میان این همه نقش در کارنامه آقای پاچینو (که بسیاری از آن ها ماندگار شده اند) کار بسیار دشواری است. «سرپیکو»، «بابی دیرفیلد»، «صورت زخمی»، «دیک تریسی»، «فرانکی و جانی»، «گلن گری گلن راس»، «دانی براسکو»، «وکیل مدافع شیطان»، «نفوذی»، «بی خوابی»، «تاجر ونیزی»، «تو جک را نمی شناسی» و «مرد ایرلندی» و... همه و همه می توانستند باشند اما نگارنده با اندکی فاصله، این پنج فیلم را برترین نقش آفرینی های تمام عمر «آل پاچینو» در سینما می داند:

1.     پدرخوانده (سه گانه) / 1972 / مایکل کورلئونه 

اولین نامزدی اسکار آل پاچینو با بازی در فیلم «پدرخوانده» به دست آمد که در بخش «بهترین بازیگر مرد نقش مکمل» بود. «مایکل کورلئونه» که سرباز جوانی است و از یکی از مشهورترین خانواده‌های مافیایی شهر زاده شده و اکنون وقت آن رسیده تا به خانه و نزد پدرش «ویتو کورلئونه» بزرگ (مارلون براندو) بازگردد. این فیلم با جزئیات فراوان به سقوط اخلاقی او و ورودش به کسب و کار خانوادگی اش بعد از بی میلی اولیه می‌ پردازد که همواره در میان مخاطبان و منتقدان به عنوان یکی از بهترین فیلم های جنایی و گنگستری تاریخ سینما شناخته می شود و سکانس ملاقات مایکل با «سولوتزو» در رستوران و هنرنمایی پاچینو از طریق حرکات صورتش (به ویژه چشم) که تمام افکار، وسوسه، اضطراب ها و بایدها و نبایدهای درون مغزش را در قالب ژست ها بروز می دهد، از بهترین نمونه های بازی در سکوت و بیان حس و حالات درونی کاراکتر از طریق میمیک در تاریخ سینماست.

2.     بعد از ظهر سگی / 1975 / سانی ورتزیک

«بعدازظهر سگی» (سیدنی لومت) هفتمین فیلم آقای پاچینو بود. وی در این فیلم در نقش «سانی» ظاهر می شود که تلاش دارد همراه با دو دوستش دست به سرقت از بانک بزنند که البته نقشه آن ‌ها با شکست مواجه می شود، چرا که بدترین روز ممکن را برای سرقت خود انتخاب کرده اند و مخزن بانک خالی است! سکانس خروج سانی از بانک و مذاکره با پلیس با فریاد‌های «آتیکا آتیکا» یکی از به یاد ماندنی‌ترین سکانس‌های تاریخ سینماست که اوج نبوغ پاچینو به عنوان یک بازیگر سبک متد اکتینگ را به تصویر می‌کشد و اساسا نگاهِ حاکم به فضای فیلم و اتمسفر غیرکلیشه ای که توسط لومت خلق شده به خلاقیت هرچه بیشتر پاچینو در ایفای این نقش کمک بیشتری کرده...

3.     راه کارلیتو / 1993 / کارلیتو بریگانته

شاید انتخاب این فیلم و این نقش آفرینی آن هم در رتبه سوم چندان عمومی و همه گیر به نظر نرسد؛ از این رو آن را خیلی شخصی می دانم. چرا که این فیلم برای نگارنده جزو نخستین آثاری است که سینما را برای او «جدی»تر از همیشه متصور ساخته و از این رو جایگاه رفیعی برای آن مدنظر دارم. «نگاه» و بازی با «چشم»های پاچینو در «راه کارلیتو» (برایان دی پالما) از همیشه خیره کننده تر است. به خصوص در سکانس های پایانی و آن قطار و «بنی بلانکو»ی لعنتی که از «برانکس» آمده تا انتقامی که یک عمر منتظرش بوده را از «کارلیتو بریگانته» دوست داشتنیِ قصه بگیرد و تکمیل کننده دور باطلی باشد که دی پالما در کانسپت و فرم کلی این اثر کالت شده اش گنجانده و چقدر تلخ است سرنوشت و «چگونگی» قهرمانی که سعی در فراموشی گذشته اش دارد اما هرکاری که می کند، قدم به هر کجا که می گذارد این موجودِ هولناک (گذشته) گریبانش را می گیرد...

4.     مخمصه / 1995 / وینسنت هانا

«مخمصه» (مایکل مان) برای نخستین بار به معنای دقیق کلمه دو غول بازیگری یعنی «آل پاچینو» و «رابرت دنیرو» را مقابل یکدیگر قرار داد. فیلم با فرار از کلیشه های رایج در اکشن های پلیسی با تعم «تعقیب و گریز» موفق به خلق پلیسی فاسد و دزدی اخلاقمدارتر می شود که رویارویی آن دو دیوانه به ویژه در آن سکانس طلایی معروف در رستوران از ماندگارترین دوئل های بازیگری در تاریخ سینماست که تا به امروز در اذهان سینمادوستان باقی مانده است. بی شک «وینست هانا»ی مخمصه یکی از کاریزماتیک ترین و دوست داشتنی ترین پلیس های دهه 90 سینماست...

5.     بوی خوش زن / 1992 / فرانک اسلید

این فیلم را «بو گلدمن» از روی رمان ایتالیایی «عسل و تاریکی» اثر «جیوانی آرپینو» و نمایشنامه «راجرو ماکاری» و «دینو ریسی» (1975) اقتباس کرده بود که نسخه سینمایی آن را هم «مارتین برست» ساخت که با استقبال مخاطبان و منتقدان به ویژه ایفای نقش فوق العاده آل پاچینو مواجه شد که در نهایت اسکار بهترین بازیگری را برای نخستین و آخرین بار برای او به ارمغان آورد. پاچینو در این فیلم نقش یک سرهنگ الکلی و البته نابینا به نام «فرانک اسلید» را ایفا می کند که سکانس های ماندگار بسیاری از آن رقص تانگو یا راندن فراری با چشمانی نابینا!- در ذهن دوستداران سینما باقی مانده است...

 



نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش های موردنیاز علامت گذاری شده اند *

برگزیده
پیشخوان روزنامه (00/03/30)
یادداشت
miss vanila
سیاسی اقتصادی ورزشی اجتماعی
img

اظهارات آقای احمدی‌نژاد در روزهای اخیر غیرواقعی و در راستای تشویش اذهان عمومی است

وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه‌ای به اظهارات اخیر محمود احمدی نژاد واکنش نشان داد.

img

عرف: انتخابات جلوه حضور مردم در تعیین سرنوشت سیاسی باشد

جمال عرف معاون سیاسی وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات کشور در همایش معاونین سیاسی استانداری های سراسر کشور، برگزاری انتخابات به صورت سالم و امن را مهم ترین رسالت وزارت کشور برشمرد و گفت: دو اصل قانونمداری و بی طرفی چراغ راهنمای وزارت کشور در برگزاری انتخابات ۲۸ خرداد ماه سالجاری است.

img

دستور جهانگیری:هر گونه کمبود کاروان المپیک و پارالمپیک ایران برطرف شود

معاون اول رییس جمهوری، گفت: حضور با نشاط جوانان در میادین ورزشی از اولویت‌های مهم مسوولان و مردم ایران است و می‌تواند به تقویت نشاط و امنیت ملی منجر شود.

img

رییس سازمان حج: تکلیف حج روشن نیست

شعار حج ۱۴۰۰ با عنوان «حج؛ خودسازی، انسجام، اقتدار اسلامی و دفاع از مسجدالاقصی»، ‌پس از بررسی‌های کارشناسی و تأیید نماینده‌ ولی فقیه در امور حج و زیارت، اعلام شد.

img

مرغ با قیمت مصوب عرضه می شود

نایب رئیس کانون انجمن صنفی مرغداران گوشتی گفت: مرغداران مرغ هایشان را با نرخ مصوب عرضه می کنند اما اینکه همین مرغ ها با قیمت مصوب به دست مردم نمی رسد نشان دهنده این است که در مسیر کشتارگاه تا واحدهای صنفی قطعا تخلف و سودجویی رخ می دهد.

img

یارانه معیشتی خرداد ۱۴۰۰ فردا واریز می‌شود

طبق اعلام سازمان هدفمندسازی یارانه‌ها نوزدهمین مرحله یارانه معیشتی مربوط به خرداد ماه ۱۴۰۰ ساعت ۲۴ روز دوشنبه (۱۰ خرداد) به حساب سرپرستان خانوار واریز خواهد شد.

img

مصوبه اصلاح ضوابط بازار برق ایران ابلاغ شد

وزیر نیرو مصوبه اصلاح ضوابط بازار برق ایران را ابلاغ کرد که تعیین نرخ سوخت مبنای سقف بازار و تعیین سقف جدید قیمت بازار متعادل‌ساز برق از مهم‌ترین بخش‌های آن است.

img

مدیرعامل راه آهن: کریدور غرب خزر حدفاصل ایران تا دریای سیاه فعال می‌شود

مدیرعامل راه آهن گفت: با بازسازی محور ریلی ارمنستان و جلفا که در جنگ منطقه‌ای آسیب دیده بود، به زودی کریدور غرب خزر حدفاصل ایران تا دریای سیاه فعال می‌شود.

img

مسابقات تیراندازی کرواسی؛ عملکرد خوب رستمیان و سبقت اللهی در اروپا

تیراندازان زن ایرانی در رشته تپانچه ۲۵ متر بادی با کسب امتیاز بالا عناوین سوم و چهارم جدول ذخیره مسابقات تیراندازی قهرمانی اروپا را از آن خود کردند.

img

جریمه ۲۵هزار دلاری AFC برای فرهاد، ووریا و استقلال

کمیته انضباطی کنفدراسیون فوتبال آسیا(ای‌اف‌سی)، فرهاد مجیدی، ووریا غفوری و باشگاه استقلال را جریمه کرد.

img

گویا رئیس فدراسیون قفلی بر برگزاری انتخابات برخی هیات‌های استان‌ها زده و کلید آن را قورت داده است

حامد اخوان، رییس سابق هیات ژیمناستیک استان گلستان ، در واکنش به برگزار نشدن انتخابات هیات های ژیمناستیک استان‌ها در آستانه انتخابات فدراسیون ژیمناستیک واکنش نشان داد.

img

استقلال، رویِ هــوا!

باشگاه استقلال، چند سالی است که شرایط نابسامانی‌ را در بخش مدیریتی تجربه می‌کنند، حتی با وجود تعدد تغییرات در پُست مدیرعامل و اعضای هیات مدیره این باشگاه، شرایط استقلال تغییر خاصی نکرده و روز به روز سوءمدیریت حاکم بر این تیم، معضلات بزرگتری را برای آبی‌پوشان پایتخت ایجاد می‌کند.

img

هشدار درمورد انتشار کرونای هندی و آفریقای جنوبی در برخی شهرستان‌ها

سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: با وجود مشاهده روند کاهشی در تعداد موارد بستری بیماران کووید۱۹ در کشور، وضعیت بیماری همچنان ناپایدار، حساس و شکننده بوده و در برخی شهرستان‌های با وضعیت قرمز، سویه‌های کرونای هندی و آفریقای جنوبی در حال انتشار است.

img

آزادراه‌هایی که نیمه تمام مانده اند!

با نزدیک شدن به پایان دولت دوازدهم، آزادراه‌های در حال تکمیل زیادی وجود دارند که از میزان تکمیل آن‌ها اطلاعاتی را بدست آورده ایم.

img

ناوگان مترو تهران در حال توسعه است

مدیرعامل شرکت بهره‌برداری مترو تهران و حومه با بیان اینکه این ناوگان در حال توسعه و پیشرفت است اعلام کرد: تا سال ۱۴۰۱ تعداد ایستگاه های این ناوگان به ۱۶۱ ایستگاه خواهد رسید.

img

اطلاعیه پایگاه خبری «رستاخیز خبر»

پایگاه خبری رستاخیز خبر درخصوص نحوه فعالیت این رسانه، اطلاعیه ای منتشر کرد.